
رسم است که خانه را بروبيم
چون بوي بهار را شنيديمرسم است زجاي خود بخيزيم
چون قامت سرو او ببينيم
اسپند به آتش اندر آريم
چشم بد دشمنش ببنديم
رسم است که گل فشان نمائيم
نه ،بلکه به پاش جان فشانيم!
رسم است که روي يار بوسيم
روئي که چو مهر بي بديل است
عيدي که زدست او بگيريم
بربام سپهر سر بسائيم
رسم است خريد عيد کردن
با عيدي صاحب الزماني!
