تبليغاتX
چایخانهz
جمعه سی ام اسفند 1387



   



به این تیک تاک های ساعت فکر کن! هشتاد و هفت تمام شد!

 

وتو در گذر این ثانیه ها تکلیف های انجام نداده ات را مرور کن!






آرزوی سال پر از موفقيت و سلامتی برای همه دوستان دارم.

ياعلی...

 

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:58  توسط سید رسول   | 

چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387




رسم است که خانه را بروبيم

چون بوي بهار را شنيديم

رسم است زجاي خود بخيزيم
چون قامت سرو او ببينيم

اسپند به آتش اندر آريم
چشم بد دشمنش ببنديم

رسم است که گل فشان نمائيم
نه ،بلکه به پاش جان فشانيم!

رسم است که روي يار بوسيم
روئي که چو مهر بي بديل است

عيدي که زدست او بگيريم
بربام سپهر سر بسائيم

رسم است خريد عيد کردن
با عيدي صاحب الزماني!

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:10  توسط سید رسول   | 

جمعه دوم اسفند 1387


دستم به نوشتن نمي رفت تااينکه امروز تصميم  گرفتم به عهد خودم وفا کنم..

بله... قصه اخراجيها ظاهرا سر دراز دارد . اخراجيهاي 2 را مي توان ادامه مستقيم اخراجي هاي 1 دانست.

قصه ، قصه کساني بود که دوران جنگ و مخصوصا زمان بمباران ها بار و بنديل رو جمع کردند و رفتند پابوس امام رضا (عليه السلام)..

هر شخصيتي در اين فيلم نماد يکي از اقشار اين جامعه و آن جامعه(دوران جنگ) هست. هواپيمايي که درآن مسافران عازم مشهد هستند ، تيپهاي متفاوتي در آن ديده مي شود : پيرمرد  پيرزن، بزدل و ترسو ، کساني که عرق ملي و احساسي نسبت به وطن ندارند ، عده اي که اصالتا اعتقادي به اسلام و انقلاب ندارند ، جماعتي که با اموال زياد خود عازم مشهدند براي حفظ دارايي خود ، قشري سرشار از ادعا و قمپز که به زعم خود براي زيارت مي روند و ياراي رزم ندارند! ، همچنين جانبازاني که شايد به قصد زيارت و استراحت به مشهد سفر مي کنند و ديگر کساني که نيتشان زيارت صرف بوده و قصد بازگشت به جبهه را دارند و ...

 

به نظرم فيلم از لحاظ محتوايي قدري ضعيف تر از اخراجيهاي يک است چرا که جنبه طنزآميز فيلمنامه بسيار پررنگ است به گونه اي که در بعضي لحظات فيلم اصل محتوا کاملا در حاشيه قرار گرفته  و ذهن بيننده معطوف به نکات طنز فيلم مي شود. البته نه آن طنزي که مي گويند : طنز يعني گريه کردن قاه قاه       طنز يعني خنده اي با اشک  و آه! البته ناگفته هم نماند که اخراجيهاي 1 خيلي نزديکتر به اين مفهوم طنز بود .

به نظر من اينکه فيلم را به مسابقه راه ندادند حرکتي نادرست نبود چون به اعتقاد من فيلم از برخي چارچوب هاي استاندارد اقليمي ما گذشته و شايد به صلاح نبود که در مسابقه جاي بگيرد.

آنقدر صحنه هاي خنده دار فيلم زياد است که گاهي بيننده دقايقي فقط مي خندد و بعضا ديده مي شود از شدت خنده برخي از حضار پا به زمين مي کوبند چرا که با نقش آفريني جواد رضويان و چند نفر ديگر از هم سلکانش گروه طنز اخراجيها تکميل شده بود ..و ديگر دليلي براي نخنديدن ديده نمي شد! اشکال عمده اي که خيليها به اين فيلم وارد کردند ( که شايد از نظر من خيلي هم بزرگ و جدي نباشد) ؛ شوخيهاي خارج از چارچوب و بي پرواست که شايد نگاه تيزبين و ذهن نکته ياب (!) بسياري متوجه برخي مفاهيم(!) نشود..

 

منتهاي امر بايد اين نکته را ذکر کنم که که مقصود اصلي آقاي ده نمکي و همکارانشان در هيچ کدام از لحظات فيلم شايد کمرنگ شود اما پاک نمي شود و طبق معمول در سکانس هاي آخر فيلم غرض اصلي را بيننده به خوبي درک مي کند و حتي در صحنه اي که اکبر عبدي ــ که حقا اکبر و اعظم بازيگران و کمدين هاست ــ با نگاهي پرمعنا به چشمان مادر مجيد سوزوکي به او ميفهماند که پسرش به شهادت رسيده ؛ درحاليکه بيننده در اوج خنده به سر ميبرد ، اشک غلبه مي کند و حداقل اينست که بتوان بغض خود را کنترل کرد...

در مجموع اخراجيهاي دو را بهتر از اخراجيهاي شماره يک نمي توان شمرد اما باز ناگفته هاي ديگري از جنگ و اسارت  و ... را دربرداشت که هرگز جذابيتش از شماره 1 کمتر نخواهد بود..

 

 

چايخونه است ديگه .. انتظار جلسه نقد و بررسي ازم نداشته باشيد!!

مخلصيم...

 

 

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:0  توسط سید رسول   |