تبليغاتX
چایخانهz
یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386
 

 تفاوتهاي خون و اشک: خون قرمزه رنگه عشقه ، اشک بيرنگه درد عشقه .                                  خون وقتي مياد بيرون ميسوزه اما اشک اول ميسوزه بعد بيرون مياد .

خون مال زخم جسمه ولي اشک مال زخم روحه .جاي زخم خون خوب ميشه ولي مال اشک خوب نميشه .خون هميشه مال درد و غمه ولي اشک بعضي وقتا مال خوشحاليه. 

جلوی خون و ميشه گرفت ولي اشک رو نه! .از جاري شدن خون، کسي خجالت نميکشه اما بعضيا از اينکه اشک بريزن خجالت ميکشن و دستاشونو ميزارن رو صورتشون

 

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:41  توسط سید رسول   | 

جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386
                                                                                             

خواب دیدی شبی که جل‍ّادان فرش دارالخلافه‌ات کردند!
 
گردنت را زدند با ساتور، به شهیدان اضافه‌ات کردند


 
می‌خروشیدی: این‌که می‌‌بینید شیمیایی است، مومیایی نیست
 
نه! ابوالهول‌ها نفهمیدند، مت‍ّهم به خرافه‌ات کردند


 
چارده سال می‌شود... یا نه، چارده قرن، سخت می‌گذرد
 
بی‌قراری مکن، خبر دارم، سرفه‌ها هم کلافه‌ات کردند


 
زخم و کپسول‌های اکسیژن، چه می‌آید به صورتت، مؤمن!
 
تو بدانی اگر که تاولها چقدر خوش‌قیافه‌ات کردند!


 
شهرها برج مست می‌سازند، برجها ب‍ُت‌پرست می‌سازند
 
شرق ما حیف غرب‌ِ وحشی شد، محو در دود کافه‌ات کردند

 
فکر بال تو را نمی‌کردند،‌ روح ترخیص می‌شد از بدنت
 
و تو بالای تخت می‌دیدی، کفنت را ملافه‌ات کردند


 جا ندارند در هبوط خزه،‌ سروها ـ جمله‌های معترضه ـ
 
زود رفتی به حاشیه، ‌ای متن! زود حرف اضافه‌ات کردند

 

شعر از عباس احمدی

 

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 20:6  توسط سید رسول   | 

شنبه هشتم اردیبهشت 1386
نگاه حسرت آلود بچه ها،چشمهای خیس رفقا،صدای ام من یجیب پشت بلند گوی هیئت

،همه نگران هستند... کاش یکی پیدا میشد می گفت خبر دروغ است.کاش یکی

 میکروفن را از دست مداح می گرفت که دیگر" ام من یجیب" نخواند! کاش خبر از مشهد

 می آوردند که محمد شفا گرفته.کاش همین روزهای اول بگویند سرطان از ریه محمد سلیمانی

(سید کمیل حائری) بلند شده و روی سر دشمنش نشسته...

یا امام رضا(ع) اولین امید و آخرین طبیبمان تویی...  

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 19:4  توسط سید رسول   |